تلخه که تلخه بخورش این زهر مارو . چی شیرینه که دنبال اش بگردی ؟ ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قصه ها خوبن . اما فقط برای اینکه شبا وقتی می خوای بخوابی و هزار جور فکر و خیال توی سرت ووووووووووول می خوره یکی بیاد دست بکشه لای موهات و برات آروم آروم قصه بخونه . قصه ای که تو ته ته اش رو می دونی اما دوست داری بازم بشنوی بازم برات حرف بزنن. قصه ای که اگه آدماش زنده بودن حتمن ته تلخی داشت اما حالا که نیستن ....
لعنتی حواسم رو پرت نکن که این ته مونده ی زهرمارو نخوری. فرار که نمی تونی بکنی . بخورش نوش جووووووووووووونت.
بالا نیار . باید قورت اش بدی . بالا هم بیاری دوباره باید دهن ات رو باز کنی تا این رو بریزم توی حلق ات . پس قورت اش بده . دهن ات رو ببند. چشم هات رو ببند. نفس ات رو حبس کن و قورت اش بده . نوش جون ات. نوش جون ام

